نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم

کم مباد اشکم، چرا منت ز طوفان می‌کشم؟

غنچه می‌چینم ز شاخ و بس که می‌آید بدش

از دل مرغ چمن گویی که پیکان می‌کشم

روز و شب سر در گریبانم ز غم، حق با من است

گر نفس چون صبح از چاک گریبان می‌کشم

می‌کنم پر خون ز کاوش، داغ‌های سینه را

بر سراپا باز نقش چشم گریان می‌کشم

طرفه شوخی گشته ساقی، از کفش جام شراب

می‌کشم، جز توبه‌ای آخر چه نقصان می‌کشم؟

گر کند غیرت مدد، از دست رشک مدعی

دست بر دل می‌نهم، یا پا به دامان می‌کشم

عاقبت قدسی چو تخم خاک می‌باید شدن

کافرم گر منت یک جو، ز خاقان می‌کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار با استفاده از تصاویری شاعرانه به بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از زیبایی و غم می‌گوید و به گردابی از اشک و ناراحتی اشاره می‌کند. شاعر در تضاد با غم و دل‌تنگی، از غنچه‌ها و روز و شب گله می‌کند و درد و رنج خود را به تصویر می‌کشد. او به عشق و طعم شراب نیز اشاره کرده و از توبه می‌گوید. در نهایت، شاعر در جستجوی معنای عمیق‌تری از وجود خود و موانع عشق و فراق است و نشان می‌دهد که حتی اگر از دنیا چیزی نداشته باشد، به دنبال حقیقتی فراتر از مادیات است.