نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر دور از دلارای خود افتم

به دست طبع خودرای خود افتم

ز سودای دو عالم باز مانم

زمانی گر به سودای خود افتم

شبم گرم است جا بر آستانت

مباد آن روز، کز جای خود افتم

نگیرد دامنم گر خاک کویت

شوم زنجیر و در پای خود افتم

غریبان را دهم در دیده ماوا

ز غربت گر به ماوای خود افتم

تمنای فلک آن است قدسی

که من دور از تمنای خود افتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر احساس می‌کند که اگر از محبوبش دور شود، به خاطر خودخواهی و طبیعت خود، به درد می‌آید و از دو دنیای مختلف عقب‌نشینی می‌کند. او آرزو دارد که همیشه نزدیک محبوبش باشد و نمی‌خواهد روزی از محبت او دور بماند. دلتنگی او به حدی است که حتی اگر خاک کوی محبوبش را هم نگیرد، باز هم به زنجیر محبت او در می‌آید. در نهایت، شاعر می‌گوید که آرزوی آسمان این است که او از آرزوهای خود دور شود.