شمارهٔ ۴۹ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گشته چون آینه روشن دل بیکینه ما
تا فتد عکس جمال تو در آیینه ما
غمزهات ناوک بیداد نیاورده به زه
دل به خون گشته ز مژگان تو در سینه ما
گرمی سلسه عشق ز داغ دل ماست
گوهر درد برد عشق ز گنجینه ما
عشق پیوسته به تعلیم جنون مشغول است
رسم آزادشدن نیست در آدینه ما
دوش بودیم ز وصل تو چو قدسی محروم
هست تا روز جزا حسرت دوشینه ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و تأثیر عمیق آن بر دل و جان خود میگوید. او به تصویر روشنی از دل بیکینهاش اشاره میکند که همچون آینهای برای نشان دادن زیبایی معشوقش است. شاعر به عواطف دردناک و غم انگیز ناشی از عشق اشاره کرده و احساساتی چون حسرت و جنون را توصیف میکند. همچنین، تأکید بر عشق و پیوند عمیق آن و ناتوانی در آزاد شدن از آن در روزهای خاص (آدینه) نیز قابل توجه است. در نهایت، احساس دلتنگی و حسرت ناشی از جدایی از معشوق را به تصویر میکشد.