نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست

پارسا در حلقه مستان نشستن خوب نیست

در چنین فصلی که بلبل مست و گلشن پرگل است

گر همه پیمانه عمرست خالی خوب نیست

سرنوشتم را قضا از بس پریشان زد رقم

هرکه خواندش گفت مضمونی درین مکتوب نیست

کام‌جویان رشک بر حال زلیخا می‌برند

چشم ما جز در قفای گریه یعقوب نیست

در بیابان تمنا هر قدم دیوانه‌ایست

لیک مجنون تو بودن کار هر مجذوب نیست

ابتلای عشق را مپسند جز بر جان من

در بلا هر جورکش را طاقت ایوب نیست

نقش چشم خویش بر بال کبوتر می‌کشم

طالب دیدار را زین خوب‌تر مکتوب نیست

تا  دل از خون پر بود مگذار خالی دیده را

شیشه تا پر مِی بود پیمانه خالی خوب نیست

از سر کوی تو قدسی سوی گلشن کی رود؟

جلوه سرو و سمن چون جلوه محبوب نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از عشق و مستی می‌پردازد و به بیان احساساتی عمیق در مواجهه با عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در فصلی سرشار از زیبایی و عشق، نباید از این لذت‌ها گذشت و روح‌نیاز به جشن و سرور دارد. او به سرنوشتی نارسا و پرنوسان اشاره می‌کند و همچنان با حسرت از عشق می‌گوید. شاعر می‌گوید در برابر دشواری‌های عشق، طاقت و صبر لازم است و به تصویر کشیدن عشق و زیبایی‌ها را مهم می‌شمارد. در کل، شعر به عمق احساسات انسانی در عشق و زیبایی پرداخته و بر اهمیت تجربه این احساسات تأکید دارد.