نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟

خبر ز حال دلم کردگار من دارد

خوشم چو شمع، اگر سوزدم وگر سازد

غم تو هرچه کند اختیار من دارد

فزود بیخودی‌ام بس که از خیال وصال

هزار نشاه، حسد بر خمار دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن می‌گوید و از این می‌نالد که هیچ‌کس از حال او خبر ندارد. او به خداوند اشاره می‌کند که تنها کسی است که از احساسات درونی‌اش باخبر است. شاعر با وجود سوز و گداز ناشی از عشق، احساس خوشی هم دارد و به طور خاص به غم معشوق اشاره می‌کند. همچنین، او به بی‌خوابی و بی‌خودی ناشی از خیال وصال معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این حالت به قدری برایش عمیق است که حسادت و شوق را در او به وجود آورده است.