شمارهٔ ۳۳ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از چاک دلم خنده غمآلود برآید
آری، که ز ماتمکده خشنود برآید؟
من صبح و تو خورشید چو خواهی که نمانم
نزدیکتر آ، تا نفسم زود برآید
نقش قدم ناقه بود کوکب مسعود
آن را که درین بادیه مقصود برآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات پیچیدهاش سخن میگوید. او بیان میکند که در دلش هم خنده وجود دارد و هم غم. شاعر به معشوقش اشاره میکند که اگر میخواهد او نزدیکتر بیاید، باید به او نزدیک شود تا بتواند نفسش را راحتتر بکشید. در پایان، به تصویری از یک ناقه (شتر) و کوکب مسعود اشاره میکند که در بادیه (بیابان) وجود دارد و این نقیضه که مقصودش در این راه پیدا میشود. این شعر به نوعی نمایانگر تنش بین شادی و اندوه است.