شمارهٔ ۴۶ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کی بر لب به جای باده خون آرد کسی
گر به گلچیدن رود، داغ جنون آرد کسی
فطرت پستم نمیسازد به اقبال بلند
من خریدارم اگر بخت زبون آرد کسی
طالع فیروز در کارست، نه تدبیر و زور
بهر وصلت چند قوت بر فسون آرد کسی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار فرد را متوجه میکنیم که دیگر نمیتواند به زندگی بدون لذت ادامه دهد و احساس میکند که باید به جای عذاب و غم، شادی و لذت را تجربه کند. او به این موضوع فکر میکند که سرنوشت و تقدیر، نقش مهمی در زندگی دارند و نمیتوان فقط به تلاش و زور متکی بود. در نهایت، شاعر از این میگوید که برای به دست آوردن عشق و وصال، نیاز به نیروی بیشتری دارد تا از مشکلات عبور کند.