شمارهٔ ۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مانع گریه نشد چشم مرا دیدن تو
تاب خورشید کجا خشک کند دریا را
پرده بر داغ کشم چون روم از شهر برون
بر دل لاله چرا تنگ کنم صحرا را
کی به سودای دلم سلسله مویی برخاست
که سر زلف تو بر هم نزد آن سودا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و غم ناشی از جدایی اشاره دارد. شاعر توضیح میدهد که دیدن معشوق او را از گریه باز نمیدارد و همچنین به زیبایی طبیعت و توانایی عشق در دریاها و صحراها میپردازد. او به یاد آرزویی اشاره میکند که بر اثر عشق به وجود آمده، اما به دلیل جدایی، نمیتواند به آن دست یابد. به طور کلی، شعر نشاندهنده پیچیدگی و عمق احساسات عاشقانه است.