شمارهٔ ۱۸۰ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خون شد جگر امشبم ز نادیدن صبح
گویا که بریده شد پی توسن صبح
آه سحرم اگر مددکار شود
از پنجه خورشید کشم دامن صبح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساس غم و اندوهی عمیق را به تصویر میکشد که به خاطر نادیدن روشنایی صبح با دل جگر سوخته است. او به نوعی از این حس ناامیدی و دوری از صبح صحبت میکند و امیدوار است که اگر سحر به او کمک کند، بتواند با اشعت خورشید، صبح را تجربه کند.