شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرین عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
چرا بر دردمندی این همه بیداد باید کرد
همهکس از تو دلشادند غیر از من که غمگینم
نمیگویی دل این هم زمانی شاد باید کرد
شدم پیر از غم تو کز جوانی بندهام از جان
نه آخر بنده پیر ای پسر آزاد باید کرد
حکایتهای حسن او به غیر من نباید گفت
حدیث شیوه شیرین بر فرهاد باید کرد
چه عمرست این که در شبها بود هرکس به خواب خوش
مرا تا روز از دست غمت فریاد باید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر درباره درد و رنج ناشی از عشق و جدایی صحبت میکند. او از طرفی میبیند که دیگران از زندگی خود خوشحالند، اما او در عذاب است و از عدم توجه معشوق گلایه دارد. شاعر به پیری خود اشاره میکند که به خاطر غم عشقش به جوانیاش پایان داده و میخواهد آزاد شود. همچنین بر این نکته تأکید میکند که داستان عشق او مخصوص به خودش است و نمیتوان آن را با دیگران گفت. در نهایت، او احساس میکند که در شبهایی پر از رویا، در واقع به خاطر عشقش باید فریاد بکشد و از درد خود بگوید.