نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازد عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد

اگرباشد دل از آهن که همچون موم بگدازد

همه خوبان به حسن خویش می نازند

چنان باشد که حسن او به روی خوب می نازد

بود رسم پری رویان که با دیوانگان سازند

شدم دیوانه آن تندخو یاری که او با من نمی سازد

مکن ای مدّعی عیبم اگر نالم جدا از یار

که من در هجر می سازم و لیکن دل نمی سازد

کجا پروا کند محیی که در عالم بود عاری

چنان مشغول کار است او که با خود هم نپردازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و قدرت خداوند اشاره دارد و می‌گوید که اگر دل انسان نرم و لطیف باشد، می‌تواند به او نزدیک شود. همچنین به نکته‌ای درباره دوستی و عشق اشاره می‌کند؛ اینکه خوبان به زیبایی خود می‌بالند، اما محبت خداوند از همه زیباتر است. شاعر خود را به عنوان دیوانه‌ای می‌شمارد که به یک عشق تندخو وابسته است و پروایی از عیب‌جویی دیگران ندارد. او در غم جدایی می‌سوزد، در حالی که معشوقش حتی به خود نیز توجهی ندارد. این اشعار به نوعی عواطف عمیق انسانی و راز و نیاز با خدا را به تصویر می‌کشند.