نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشن عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای که می‌نالی ز دوران‌، جورِ یار من نگر

اضطراب از من نگر صبر و قرار من نگر

جانب گلشن مرو کان، یک دو روزی بیش نیست

پر ز اشک لاله‌گون دائم کنار من نگر

ای که می‌گویی ندادم دل به خوبان هیچ‌گه

سوی میدان آی و شهسوارِ من نگر

سینه‌ام پر‌داغ و چهرهٔ گل گل از خوناب اشک

یک زمان سویِ من آ، باغ و بهار من نگر

باشدت رحمی فتد در دل بیایی سوی من

حال زار من ببین شخص نزارِ من نگر

گر تو داری میل خوبان دیده عبرت گشای

سینهٔ پر‌سوز و چشم اشکبارِ من نگر

شکر کن محیی که در راه تو خاری بیش نیست

هر طرف صد کوه غم در رهگذار من نگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شخصی است که از درد و رنج ناشی از دوری یار خود می‌نالد. او از دیگران می‌خواهد که به وضعیت او توجه کنند و احساساتش را درک کنند. او اشاره می‌کند که زندگی کوتاه است و نباید فرصت‌ها را از دست داد. شاعر با تصاویر زیبا از گل و اشک، به عمق احساسات خود و غم‌هایی که در دل دارد، می‌پردازد و از مخاطب می‌خواهد که به حال و وضع زار او نگاهی بیندازد. در نهایت، او از وضعیت خود به عنوان کسی که در مسیر عشق رنج کشیده سخن می‌گوید و به مخاطب یادآوری می‌کند که در زندگی موانع بسیاری وجود دارد.