شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
که من دور از درش امشب ز عمر خویش بیزارم
خلافست اینکه میگویند باشد آرزو در دل
مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم
نه آخر عاشقان باری ز خوبان رحمتی بینند؟
تو هم رحمی بکن با من که در عشقت گرفتارم
به روز وعده از هرجا که آوازی ز در آید
ز شادی برجهم از جا که باز آمد ز در یارم
به یاد مجلس عیش تو، برگ عشرتم این بس
که افتد لختلختی خونِ دل از چشم خونبارم
چه حالست این که هرگه وعده وصلش رسد محیی
هماندم مانعی پیش آید از بخت نگونسارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس ناامیدی و کمبود عشق پرداخته است. شاعر از بخت خود مینالد و میگوید که بدون عشق معشوقش، زندگی برایش سخت و ناگوار شده است. او از دوری و دوری از معشوق رنج میبرد و به آرزوهایش که به هیچ نمیرسند، اشاره میکند. شاعر همچنین در خواستهاش برای رحمت از جانب معشوق تأکید میکند و میگوید که حتی وقتی به وصال میرسد، موانع و مشکلات همواره در پیش رویش است. این احساسات غم و اندوه در مورد عشق و ناکامی در آن به وضوح در شعر مشهود است.