شمارهٔ ۵۹ - نسیم رضوان عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون تمام عمر نیکی کرد با تو آن کریم
از بدی خود چرا ترسی تو آخر ای لئیم
تو یتیمی با تو او هرگز نخواهد کرد قهر
زانکه او خود کرد نهی قهر کردن با یتیم
هرچه میخواهی تو ازوی میدهد بیشک تورا
دست خالی کی رود سائل ز درگاه کریم
حق تعالی قادرست کو همچوموئی از خمیر
خلق عاصی را برآرد از نار جهیم
لطف او بی شک برابر می بود با نیک و بد
راست می ماند بدان سیبی که سازندش دو نیم
آن که رحمن و رحیم است دوست میدارد ترا
پس چه باک از دشمن دیگر ز شیطان رجیم
او به سوی تخت میخواباندت در گور تنگ
میوزاند مر ترا از روضه رضوان نسیم
دربهشت خلد زرّین خشت دادت در بها
پس خرید از تو پشیز قلب دائم ترس و بیم
چون زبان قال گردد در سئوال گور لال
داردت ثابت قدم فی الحال بر عهد قدیم
دوستیها کرد با تو از ازل تا این زمان
درمقام دوستی او نمی باشی مقیم
نعمت بسیار خواهد داد در عمر ابد
تا به نعمت ها کند محیی به جنّات النّعیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از رحمت و کرامت خداوند میپردازد و به ما یادآوری میکند که خداوند هرگز از بندگان نیکوکار خود قهر نمیکند، به ویژه اگر آنها یتیم باشند. او همواره به بندگان خود نعمتهایی میدهد و هیچگاه آنها را در تنگنا نمیگذارد. خداوند با رحمت و مهربانیاش، حتی در برابر دشمنیها و مشکلات، سرپناه و آرامش میبخشد. در نهایت، وعده داده میشود که در پی اعمال نیک، اهل بهشت و نعمتهای جاودانی خواهند بود. این شعر تلاش میکند تا به خواننده امید و اطمینان بدهد که در سایه رحمت الهی، هرگز تنها نخواهد بود.