شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیان عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
بازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
قلعه روحانیان گیرم و برتر روم
من ملک مقبلم لیک در این منزلم
صفدر و بس پردلم جانب لشکر روم
هر نفسی از علا میرسدم این صلا
وارهم وزین بلا بر در دلبر روم
پیرخرابات جان گر کشدم مو کشان
بنده کجائی بیا ، پیش شه از سر روم
قبله حاجات دل کوی خرابات ما
وقت مناجات دل محیی بر آن در روم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر در رابطه با عشق، عرفان و جستجوی معبود میپردازد. او از جنگ و لشکرکشی صحبت میکند که نمادی از مبارزه با مشکلات و چالشهای زندگی است. شاعر احساس میکند که در مقام ملک و قدرت است، اما در واقع در این دنیا گرفتار شده و دلش به لشکر عشق و عرفان میتپد. او به درگاه خداوند و وجود مقدس پیامبر دعا میکند و میخواهد در میان جمع درویشان و خراباتها باشد. این شعر تأکید بر اهمیت ارتباط با معشوق و تلاش برای رسیدن به حقیقت در زندگی دارد.