شمارهٔ ۷ - هرچه خواهی بطلب عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سیصد و شصت نظر راتبه بنده ماست
بنده را مرتبه بنگرزکجا تا به کجاست
بیوفائی مکن و ازدرِ ما دور مرو
زانکه ما را ز ازل تا به ابد باتوصفاست
روی ناشسته چرکین شده از چرک گناه
آبِ گرمی کاز او شسته شود رحمت ماست
هم بدست تو دهم نامه تو روزحساب
تا نداند کسِ دیگر که در این نامه چه هاست
یک نکوئی تو را دَه بدهم در دنیا
باز در آخرت آن هفصد و هفتاد تراست
گر بَدی از تو بر آید به کرم عفو کنم
این چنین لطف و کرم غیرِ من ای بنده که راست
نار دوزخ چه کند با تو چرا ترسی از او
ظاهروباطن تو چون همه از نور خداست
هرچه خواهی بطلب تو زمن و شرم مدار
برمن ای بنده اجابت بود و بر تو وفاست
تو زمن هیزم و شیرو نمک و دیگ بخواه
من وکیل توام از من بطلب هر چه سزاست
من عطا کرده ام ایمان عطا کرده خویش
کی ستانم زگدائی که بر او صدقه رواست
با توام من همه جا ،ترسِ تو از شیطان چیست
چون پناهت منم ، ابلیس بیا گو که صلاست
بیوفائی همه از جانب توست ای محیی
ورنه از ما که خدائیم همه مهر و وفاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان رابطه عمیق و محبتآمیز میان خدا و بندهاش میپردازد. شاعر به بنده میگوید که خداوند همواره، از ازل تا ابد، با اوست و او را تنها نمیگذارد. بر بیوفایی و دوری از خدا تأکید میکند و به بنده یادآوری میکند که گناهانش را میتوان با رحمت الهی پاک کرد. همچنین وعده میدهد که در روز قیامت، نامه اعمال بنده را تنها به خود او خواهد داد. شاعر به بنده میفهماند که اگر او در دنیا یک کار نیک انجام دهد، در آخرت پاداشی بسیار بیشتر از آن در انتظارش است. او تأکید میکند که با وجود گناه، خداوند بخشنده است و همیشه در کنار بنده خواهد بود. شاعر در انتها ابراز میکند که بیوفایی تنها از سوی بنده است و خداوند همیشه وفادار و مهربان است.