نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ - برون آ شهسوارا عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

برون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی‌؟

ز حد بگذشت مشتاقی تحمّل بیش از این تا کی‌؟

تو حال من همی‌دانی و می‌دانم که می‌دانی

چو خود‌را دور می‌کردی تغافل بیش از این تا کی‌؟

به‌طرف گلستان یک ره در آ و قدر گل بشکن

کشیدن دردسر چندین ز بلبل بیش از این تا کی‌؟

اگر میل غزا داری بیا و قتل محیی کن

به‌کار این چنین نیکو‌، تأمّل بیش از این تا کی‌؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوب خود می‌خواهد که دیگر تعلل نکند و به او نزدیک‌تر شود. او از شدت اشتیاق و تحمل بیشتر صحبت می‌کند و به محبوب یادآوری می‌کند که از حال او آگاه است. شاعر از محبوب می‌خواهد که به گلستان برود و از زیبایی‌ها بهره‌مند شود، زیرا صبر کردن برای او سخت شده است. همچنین، او با اشاره به میل به عشق، از محبوب می‌خواهد که اقدامی جدی انجام دهد و دیگر درنگ نکند.