شمارهٔ ۱۳۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا چند از این خاک بمیرید و بزائید
گامی بگذارید و بر افلاک بر آئید
بکبار بمیرید و دوم بار نمیرید
یکبار بزائید و دوم بار مزائید
یکروز مباشید و همه روز بباشید
یکدم بمپائید و همه سال بپائید
از لب بسوی کوه وز که باز سوی لب
خواهید روان شد که همه رجع صدائید
باز آمدن و رفتن از این خانه شما را
از چیست بپرسید که چونید و چرائید
بر دولت و بر مال فزایش نکند سود
آن سود بود سود که بر خود بفزائید
خود منبع شهد و شکر و کان نباتید
تا چند بطمع شکر انگشت بخائید
ای پاک نژادان فلک قدر ملک صدر
تا کی بدر مفلسکان چهره بسائید
زین سوی بدان سوی و زین کوی بدان کوی
چون یوسف مصرید که در بیع و شرائید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مفهوم زندگی و مرگ اشاره میکند و از خواننده میخواهد تا از زندگی روزمره فراتر برود. او به این نکته میپردازد که باید از سطح مادیات فراتر رفت و به معنای عمیقتری از زندگی دست یافت. شاعر تأکید میکند که زندگی فانی است و نباید به دنیا و ثروتهای آن دلخوش کرد، بلکه باید به خود و معنای وجودیمان توجه کنیم. او از افراد میخواهد تا به جستجوی حقیقت بپردازند و از نوع نگرش به زندگی و مرگ دوباره فکر کنند. به طور کلی، این شعر دعوتی است به تفکر و تحول درونی.