نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

معاشران قدح نوش اگر صواب کنند

برای من که یک امشب وداع خواب کنند

شبی خوش است و بتی ماهروی و وقتی جمع

بساط مجلس عشرت بماهتات کنند

رسیده شاهدکی مست و خوان و کیسه تهی است

مگر بما حضرش مرغ دل کباب کنند

چه حکمت است بمیخانه اندرون که مغان

بجام باده هم آباد و هم خراب کنند

علاج محنت اندیشه را که نزد خرد

بود محال، بیک جرعه شراب کنند

شکر ز ذوق روان آب در دهان آرد

ز روی ناز چو شیرین لبان عتاب کنند

شبی که بی رخ و زلف تو صبح و شام کنیم

نه لایق است که از عمر ما حساب کنند

اگر چه غرق گناهم ز فضل حق دور است

بحشر اگر بفراق توام عذاب کنند

نشسته ایم بشئی اللهی بر این درگاه

اگر جواب فرستند و گر ثواب کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات درباره‌ی لذت‌های شبانه و حال و هوای میخانه سخن می‌گوید. او از معاشران می‌خواهد که یک شب به خاطر او از خواب وداع کنند و در جمعی خوش بگذرانند. شب را زیبا توصیف می‌کند و با اشاره به زیبایی معشوقه‌اش، فضایی پر از عشق و شادی را ترسیم می‌کند. بحث از نوشیدن شراب به عنوان تسکینی برای دردها و اندیشه‌ها نیز مطرح است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که زندگی بدون دیدار معشوق بی‌معنی است و حتی اگر غرق در گناه باشد، رحمت الهی او را در روز قیامت محفوظ خواهد داشت. او در انتها دعا می‌کند که درگاه الهی را فراموش نکنند و به خیری پاسخ دهند.