نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لطف تو سنگ را بنظر گوهر آورد

مهر تو خاک را بتجلی زر آورد

صد کاروان ز جود تو در هر نفس روان

آنصد چو بر گذشت، صد دیگر آورد

هر شب مرا بدفع حوادث بخوابگاه

عون تو صد حصار و دو صد لشگر آورد

خورشید را که رفته ز خاور بباختر

از باختر دوباره سوی خاور آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار بیانگر تاثیر شگرف لطف و محبت خداوند بر دنیا و مخلوقات آن هستند. در اینجا، محبت خداوند می‌تواند سنگ را به جواهر تبدیل کند و خاک را به طلا. همچنین از بی‌نهایت بخشش‌های الهی یاد می‌شود که در هر لحظه به زندگی انسان‌ها جود می‌کند. شاعر همچنین به محافظت الهی از خود در زمان حوادث اشاره دارد و می‌گوید که در خواب، خداوند مثل یک دژ محکم به او کمک می‌کند. در نهایت نیز به بازگشت خورشید از باختر به خاور اشاره می‌شود، که نماد تجدد و نو شدن است.