نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۳ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد

از زلف پریشان خود آشفته ترش کرد

عشق آمد و درخاطر او رنگ وفا ریخت

از حال دل غمزدگان باخبرش کرد

آن زلف که یک موی نبودش بخطا کار

عشق آمد و برهم زد و زیر و زبرش کرد

زد چنگ بدان طره موزون منظم

صد حلقه و صد سلسله بر یگدگرش کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر بیان می‌کند که عشق ناگهانی و به‌طور کامل انسان را از خود بی‌خبر می‌کند و با زیبایی‌هایش او را آشفته‌تر می‌سازد. عشق در دل او وفا و محبت ایجاد می‌کند و او را از حال غمگینان آگاه می‌سازد. همچنین، زلف های پریشان عشق به طرز عجیبی نظم و ترتیبی می‌بخشد و با ایجاد حلقه‌ها و سلسله‌ها، زیبایی را دوچندان می‌کند.