شمارهٔ ۱۹۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خروس صبح زد سبوح و قدوس
فرا کن دیده رازین خواب منحوس
عزیز ملک مصر ای یوسف دل
شوی در چاه زندان چند محبوس
ز بالا سوی پستی میکنی رای
بمقصد چون رسی زین سیر معکوس
چه پوئی چون نکردی طی همه عمر
رهی جز در پی ماکول و ملبوس
بغیر از خوردن و خفتن ندانی
نصیب اینت شد از معقول و محسوس
گر انسان است نامت چون توانی
شدن با دیو و دد همواره مانوس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به طور خلاصه به تفکر عمیق و درونیات انسان میپردازد. با اشاره به مرغ سحر، شاعر از خوابهای ناپسند میگوید و یوسف را به عنوان نمادی از عزیزان و انسانهای بزرگ معرفی میکند که در زندان گرفتار شدهاند. سپس به معکوس بودن مسیر زندگی انسانها اشاره دارد و انتقاد میکند که چرا ما در زندگی فقط به نیازهای مادی مانند خوردن و خوابیدن میپردازیم، در حالی که باید به اصول معقول و معنوی توجه کنیم. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که انسان باید به هوش و فهم خود بپردازد و از همنشینی با دیوانگی و سادگی دوری کند.