نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۹ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه درد جوی و نه اندر هوای درمان باش

هرآنچه پیر خرد گویدت بفرمان باش

بروی باد هوس بر فراز مسند عفل

پری و دیو بفرمان کن و سلیمان باش

کرامت همه عالم بخوی انسانی است

اگر کرامت جوئی، بخوی انسان باش

ز دیو و دد مطلب خوی و بوی انسانی

چنو که انسان فرمایدت بد انسان باش

اگر ز دست و زبانت همه مسلمانان

سلامتند، بکیش خرد مسلمان باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات انسانی و انسانی بودن می‌پردازد و توصیه می‌کند که از درد و رنج جویای درمان نباشیم و به سخنان خردمندان توجه کنیم. بیان می‌شود که انسان باید با کرامتی که دارد، حرمت و ارزش خود را حفظ کند و از ناپاکی‌ها و رفتارهای ناشایست دوری کند. همچنین بر اهمیت خرد و اندیشه و لزوم پاسداری از انسانیت تأکید می‌کند و می‌گوید اگر وجود و زبان ما به نفع دیگران باشد، باید با خرد و انسانیت مسلمان باشیم. در واقع، پیام کلی شعر ترویج فضایل انسانی و خردورزی است.