نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خیل انده ز جای برد مرا

شیر اندیشه پاک خورد مرا

بفشار این خرد بمشت جنون

که خرد سخت بر فشرد مرا

دفتر فضل و علم بر هم نه

بازگو از حسین کرد مرا

بسپار این خرد بدست جنون

که باندوه و غم سپرد مرا

می صافت بخم گر اندر نیست

جام لبریز کن ز درد مرا

نیز دیوانه تر بخوانش از من

آنکه فرزانه میشمرد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی نشان می‌دهد که اندوه و تفکر عمیق او را به شدت آزرده کرده است. او از نیروی اندیشه و خرد خود می‌گوید که گاهی اوقات او را به جنون نزدیک می‌کند. شاعر همچنین به یاد حسین اشاره می‌کند و می‌خواهد درون خود را از علم و فضل رها کند و به جنون و احساسات عمیق بسپارد. او به دوگانگی در زندگی‌اش اشاره می‌کند؛ از یک سو خواستار خرد و از سوی دیگر در جست‌وجوی آزادی از غم و درد است. در نهایت، او از حالتی دیوانه‌وار سخن می‌گوید که در آن، قضاوت‌های عقل را کنار گذاشته و به احساساتش اولویت می‌دهد.