نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۷ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیم

در سر بازارها با ترک بازاری زنیم

غمزه مستانه اش ما را کند رسوای شهر

گر بدور چشم ساقی لاف هشیاری زنیم

خانه بلغار است و مشکو تبت آنساعت که ما

باده مشکین بروی ترک بلغاری زنیم

خرقه سالوس ما دیشب برهن باده رفت

گام تا کی در ره زهد و نکوکاری زنیم

چون زند مطرب ره مستان ببانگ چنگ و تار

چنگ ما در تار زلف ترک تا تاری زنیم

در سرای میفروشان سیم و زر چون بی بهاست

ما بهای جام می را از در زاری زنیم

چون گواهی داده شیخ سبحه زن بر کفر ما

پنجه در پیچ و خم آن زلف زناری زنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیداری و شادی می‌پردازد و به تمایز بین خواب و واقعیت اشاره می‌کند. او از جذابیت و زیبایی محبوب سخن می‌گوید که باعث رسوایی‌اش می‌شود. با اشاره به می‌خانه و باده، شاعر از زندگی لذت می‌برد و به انتقاد از زهد و نکوکاری می‌پردازد. او به زیبایی زن ترک و تاثیر آن بر خود اشاره کرده و به فضای میفروشی و بی‌ارزش شدن پول در برابر لذت می‌نگرد. در پایان، شاعر از تأثیر زلف محبوب و تلاشش برای جهان‌بینی ای آزاد و بی‌قید صحبت می‌کند.