شمارهٔ ۲۴۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم
چون فزونتر گشت، می در ساغر افزونتر کنم
فصل دی چون با حریفان شورش از سرما کند
من بجام و ساغر می شورش دیگر کنم
چون همه صحن چمن در زیر برف آمد نهان
حجره را صد بار از صحن چمن بهتر کنم
چون شعاع خسر و خاور بما گرمی نداد
طعنه ها با جام می بر خسرو خاور کنم
چون بیک محضر فتد سودای من با شیخ شهر
او ز من تسخر کند من نیز از او تسخر کنم
میخرد نقد مرا با وعده فردای حشر
من سفیهم گر چنین بیعی در این محضر کنم
شیخ میگوید که باشد وعده غفران دروغ
کافرم گر این سخن را من از او باور کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ارتباط میان سردی و شراب و بازیهای اجتماعی میپردازد. شاعر بیان میکند که در روزهای سرد زمستان، وقتی دوستانش از سرما به شور و شوق میپردازند، او نیز با نوشیدن شراب در ساغرش دلیلی برای شادی پیدا میکند. او به زیبایی فصل زمستان اشاره میکند و میگوید که گرچه باغ در زیر برف پنهان است، اما او فضای خود را به کمک شراب گرمتر میکند. همچنین شاعر به موضوع ایمان و تسخر میپردازد، جایی که او و شیخ شهر به یکدیگر میخندند و بازیهای کلامی دارند. در پایان، او به وعدههای غفران شیخ و تردیدش نسبت به آنها اشاره میکند و نشان میدهد که او به این وعدهها اعتماد ندارد.