شمارهٔ ۲۴۱ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما راز نهانیم که در قلب جهانیم
در قلب جهانیم که ما راز نهانیم
ما سر سویدای جهانیم که راز است
راز است که ما سر سویدی جهانیم
ما بخت جوانیم که در صحبت پیریم
در صبحت پیریم که ما بخت جوانیم
ما صورت جانیم که در آئینه پیداست
در آئینه پیداست که ما صورت جانیم
ما روح روانیم که از دیده نهان است
از دیده نهان است که ما روح روانیم
ما عین عیانیم که در وهم نیائیم
در وهم نیائیم که ما عین عیانیم
بیرون ز گمانیم که افزون ز یقینیم
افزون ز یقینیم که بیرون زگمانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأمل در وجود و حقیقت انسان اشاره دارد. شاعر به بیان رازهایی از وجود خود میپردازد که در قلب جهان نهفته است. او به ارتباط بین جوانی و پیری، صورت و جان، و حقیقت و وهم اشاره میکند و نشان میدهد که حقیقت انسانی فراتر از تصورات و گمانهاست. به طور کلی، این شعر به جستجوی معنا و شناخت عمیقتر از وجود انسان اشاره دارد.