شمارهٔ ۲۵۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
مست از خیال ساغر سرشار بوده ایم
یک عمر صرف مدرسه کردیم و خانقاه
یک عمر نیز بر در خمار بوده ایم
شب در پناه خم بخرابات و صبحدم
اندر حجاب خرقه و دستار بوده ایم
آن کار را که بر سر انکار بوده شیخ
ما صبح و شام بر سر آن کار بوده ایم
مست از شراب ناب و خراب از دو چشم دوست
دور از غرور باده پندار بوده ایم
دانی چرا بمنزل و مقصد رسیده ایم
زودتر ز دیگران، که سبکبار بوده ایم
هم در طواف کعبه و میخانه گشته ایم
هم در شمار سبحه و زنار بوده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و معنوی speaker میپردازد که تا دیروز بیدار و مست از خیال محبوبش بوده است. شاعر اشاره میکند که عمر خود را در مدرسه و خانقاه گذرانده و در جستجوی حقیقت زندگی بوده است. او از شبهای پرخمار و سپیدهدمهای معنوی صحبت میکند و به این نکته میرسد که در جستجوی عشق و حقیقت، از غرور و پندار دور بوده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که با تجربههای متفاوت، هم در جستجوی عرفان و هم لذتهای دنیوی بوده و به مقصد و منزل رسیده است.