شمارهٔ ۲۵۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا یکدم بگرد دل بر آئیم
دری پیدا کنیم از در درآئیم
تو ای فرخنده پی خضر ار بما راه
نمائی، ما نه با پا، با سر آئیم
چو ما باید در آئیم، ار تو این در
بروی ما ببندی، زان در آئیم
از اینسو گر بگردانی ره ما
بدان سو ما ز راه دیگر آئیم
اگر بنگاه تو عرش است ما را
پر و بالی بده تا با پر آئیم
متاعت را بهائی گر بود، ما
بجان و سر، نه با سیم و زر، آئیم
نه ننگ گوهر است ارما گدایان
بجست و جوی این گوهر بر آئیم
فتاده بار ما در گل بده دست
کز این گل یکقدم آنسوتر آئیم
گدائیم و بخاک پای تو سر
نهاده، تا شهانرا افسر آئیم
سر ما را تو گر بگیری از خاک
سر افرازان جان را سرور آئیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به جستجو و پیمودن راهی به سوی حق و حقیقت است. شاعر از معشوق یا راهنمایی میخواهد که در را به روی او باز کند تا با دل و جان وارد مسیر عشق و معرفت شود. او بیان میکند که اگر در یک راه بسته باشد، از راهی دیگر خواهد آمد و در پی دریافت سراسر عشق و بزرگی است. در نهایت، شاعر تاکید میکند که حتی اگر به ظاهر فقیر بمانند، ارزش و مقام حقیقی در نزد محبوب و در مسیر عشق است. این شعر احساسی و عاطفی است که در آن عزم و اراده برای رسیدن به حقیقت و محبوب را میتوان مشاهده کرد.