شمارهٔ ۲۷۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خیال جنت الماوی نداریم
امید از شاخه طوبی نداریم
چو ما را شادی امروز نقداست
برو زاهد، غم فردا نداریم
مکن با ما ترشروئی و صفرا
که در دل ذوق این حلوا نداریم
بچندین منت و سلوا که ماراست
سری با من و با سلوا نداریم
بکش کالا بکوی خودفروشان
که ما سودی از این کالا نداریم
سری آشفته از سودای دیگر
که پروائی از این سودا نداریم
بنادان سیم و زر شاید نهادن
مگر جان و دل دانا نداریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر نداشتن امید به بهشت و زندگی بعد از مرگ است. شاعر به زندگی حاضر و خوشیهای آن تأکید میکند و از رنج و غم فردا پرهیز میکند. او از زاهدان و افرادی که زیاد نگران آینده هستند میخواهد که به شادابی و لذت زندگی امروز توجه کنند. همچنین، اشاره به بیفایده بودن ثروت و اموال دنیوی دارد و به ارزشهای معنوی و دانشی تأکید میکند. به طور کلی، شاعر به اهمیت زندگی در لحظه و لذت بردن از آن میپردازد.