شمارهٔ ۲۷۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یک نیمه دل را به جمال تو سپردیم
یک نیمه دل را بخیال تو سپردیم
کردیم همه عمر مسلم بدو قسمت
واندو بجمال و به خیال تو سپردیم
از دست فراق تو اگر جان بسلامت
بردیم، بامید وصال تو سپردیم
یک روز گر از زلف تو دل باز گرفتیم
روز دگرش باز بخال تو سپردیم
از حلقه جیم تو گرفتیم اگر دل
بازش بهمان نقطه دال تو سپردیم
بر لوح دل از نقش خیال تو مثالی
کردیم ولی دل بمثال تو سپردیم
ما تشنه لب ازخضر بمانند سکندر
جان در هوس آب زلال تو سپردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود نسبت به معشوق را بیان میکند. او بخشی از دل خود را به زیبایی معشوق و بخشی دیگر را به خاطر خیال او سپرده است. شاعر در طول عمرش، عشق و وابستگیاش را به معشوق تقسیم کرده و حتی در دوری و فراق از او، به وصال و دیدار او امیدوار بوده است. او اشاره میکند که اگر روزی از زلف معشوق دلشکزید، دوباره به زیباییاش پناه خواهد برد. همچنین با اشاره به نقوش دل، از عشق و یاد معشوق در دلش سخن میگوید و نهایتاً با تشبیه به سکندر، تشنگیاش برای عشق و وصل معشوق را به آب زلال تعبیر میکند.