نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۹ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نز خدایم میتوان بگریختن

نز خودی نیزم توان بگسیختن

زین تردد روز و شب کار من است

ناله و زاری و شور انگیختن

مانده ایم اندر تزلزل روز و شب

گه بحق گاهی بخلق آویختن

عذب شیرین ریخت در ملح اجاج

تا چه حکمت بود از این آمیختن

نیست ای سالک در این ره چاره ای

نفس سرکش را، بجز خون ریختن

کار هر کس نیست شمشیر جدال

بر رخ نفس و هوا آهیختن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دشواری‌های زندگی و تلاش برای فرار از گرفتاری‌ها و مشکلات درونی است. شاعر به تردید و سردرگمی خود در میان روز و شب اشاره می‌کند و ناله و زاری را بخشی از تجربه‌های انسانی می‌داند. او می‌گوید که از خود و خدا نمی‌تواند بگریزد و به تداخل شيرين و تلخ زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که برای تسلط بر نفس سرکش، جز تلاش و مبارزه چاره‌ای وجود ندارد و این کار هر کسی نیست.