نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۴ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،

آرایش این بزم بآئین دگر کن

یک نیمه بخوابند و دگر نیمه بمستی

یاران قدح کش همه را باز خبر کن

آن تاج مکلل بگهر، باز بسر نه

وان پیرهن دیبه زر تار، ببر کن

آن زلف که آشفته شد از خواب شب دوش

سرگشته و برگشته همه یک بدگر کن

ای کاشغری ترک نکو روی نکو خوی

در کار می و جام، یکی نیک نظر کن

تو دوش سمَر گفتی و یاران همه خفتند،

امروز بمستی همه را باز سمر کن

آنچهر که آراسته چون ماه دو هفته است

هر هفته کُن از عشوه و آراسته تر کن

آن زلف نگونسار که وارونه کند کار

پیچیده و آشفته تر و زیر و زبر کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شروع صبح و تحولی که با آن به همراه است اشاره می‌کند. او از یارانش می‌خواهد که در این زمان، جشن و سرور برپا کنند و بزم را با نشاط تازه‌ای آرایش دهند. او به دیر خوابیدن برخی و مستی دیگران اشاره می‌کند و می‌خواهد که همه را به مشارکت در این جشن دعوت کند. همچنین به زیبایی‌های ظاهری و باطنی اشاره می‌کند و می‌خواهد که زیبایی‌ها بیشتر و دل‌انگیزتر شوند. در نهایت، شاعر با دعوت به شور و نشاط، به اهمیت داشتن لحظات شاد در زندگی تأکید می‌کند.