نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خاتم از دست اهرمن بستان

خویشتن را ز ما و من بستان

یکنفس از خدا بسوی خدا

خویشتن را ز خویشتن بستان

تا بکی دل اسیر تن داری

دل خود را ز دست تن بستان

از بتی دلفریب و تازه جوان

ساغری زان می کهن بستان

بنه این دل بخاک و صد دل پاک

عوض از دست پیر من بستان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تزکیه و رهایی از خودپرستی و دلبستگی‌های دنیوی اشاره می‌کند. او از خواننده می‌خواهد که خود را از دست نیروهای منفی و محدود کننده آزاد کند و به سوی خدا برود. شاعر به آسیب‌های وابستگی به جسم و دنیا اشاره کرده و تشویق می‌کند که دل را از قید و بندهای تن رها سازند. همچنین، از جاذبه‌های زندگی مادی و ظاهری، مانند زیبایی‌های جوانی، دوری جسته و به دنبال معنای عمیق‌تری از زندگی باشد. هدف نهایی، دستیابی به آرامش و صفای دل است.