شمارهٔ ۳۳۲ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شنیدستم که با یاری نهانی
تو داری روز و شب کار نهانی
یکی از محرمان بزم عیشت
بگوشم گفته اسراری نهانی
شنیدستم که هر ماهی دو روز است
تو را با یار دیداری نهانی
شنیدستم شب دوشینه ساغر
زدی در دیر خماری نهانی
شنیدستم دلت را کرده بیمار
نگاه چشم بیماری نهانی
شنیدستم که در بیماری تو
فرستاده پرستاری نهانی
شنیدستم سپردستی دل خویش
بدست عشق دلداری نهانی
شنیدستم دلت آزرده گشته است
ز بی پروا دل آزاری نهانی
شنیدستم که دزدیده است رختت
شبانگه شوخ عیاری نهانی
شنیدستم شبیخون برده ناگاه
بجانت دزد طراری نهانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به روایت عشق و رمز و رازهای پنهانی مربوط میشود. شاعر از شنیدههایش درباره معشوق و ارتباطات نهانی او صحبت میکند. او میگوید که شنیده است معشوق در روز و شب کارهایی پنهانی انجام میدهد و با یار خود دیدارهایی دارد. همچنین اشاره میکند که معشوق مبتلا به درد دل و بیماری است و کسی در حال پرستاری از اوست. در این میان، نگران دلتنگی و آزردگی او نیز هست و به دزدی و غافلگیریهایی اشاره میکند که در زندگی معشوق پیش میآید. در کل، این شعر بازتابی از عشق و احساسات پنهانی در روابط انسانی است.