نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۳ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از فکرت و اندیشه در آزار چرائی

از حسرت و اندوه چنین زار چرائی

کار دو جهان را که بدینسان بود آسان

بیهوده بخود کرده تو دشوار چرائی

گیتی همه اندیشه و تیمار تو دارند

تو خویش در اندیشه و تیمار چرائی

عالم همه در فکر تو و کار تو بیخود

تو بیخبر و بیخود و بیکار چرائی

اکنونکه شفاخانه نهاده است مسیحا

ای کاهل بیعار تو بیمار چرائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تفکر و اندیشه انسان می‌پردازد و از اینکه چرا فرد در آزار فکری و حسرت و اندوه خود غوطه‌ور است، انتقاد می‌کند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که کارهای مهم جهان به سادگی ممکن است، اما انسان خود را به زحمت می‌اندازد. او از فرد می‌پرسد که چرا خود را در درد و رنج نگه می‌دارد، در حالی که تمام دنیا در حال فکر کردن و تلاش برای او هستند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که با وجود اینکه مسیحا درمانی برای بیماری‌ها آورده است، فرد هنوز هم بی‌تحرک و بی‌علاقه باقی مانده است.