نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای تیره تن ما که بجان دشمن مائی

مائیم سلیمان و تو اهریمن مائی

تو گلخن مائی و عجبتر که غلط وار

گوئیم که تو تنگ قفس، گلشن مائی

چون افعی پیچان سیه بر بسر گنج

پیوسته تو بنشسته به پیرامن مائی

ما پیرهن خویش بدریم که تنگ است

بر ما همه گیتی، که تو پیراهن مائی

آیا فتد آنروز که یکره بفشانیم

دامان تو ای گرد که بر دامن مائی

روزی ز تو زائیم و سوی باب گرائیم

ای مام نکوهیده که آبستن مائی

دردی و بلائی و شفائی و جفائی

آخر چه بلائی نه مگر تو تن مائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف رابطه پیچیده و متناقض میان انسان و دشمنی که در وجودش احساس می‌کند می‌پردازد. او خود را به سلیمان تشبیه می‌کند و دشمنش را به اهریمن، نشان‌دهنده تقابل خوبی و بدی. شاعر به تنگناهایی که این دشمن در زندگی‌اش ایجاد کرده اشاره می‌کند و همچنین حس می‌کند که این دشمن همزمان منبع درد و رنج و نیز شفای اوست. در مجموع، شعر بیانگر پیچیدگی‌های رابطه‌ انسانی با شر و مصائبی است که در زندگی تجربه می‌کند.