نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۴ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

رهم در بزم جان و دل تو دادی

رهائی نیز از آب و گل تو دادی

ز گرداب ضلالت زورقم را

چو غرقه شد، ره ساحل تو دادی

بجز بیحاصلی از خرمن عمر

نبودم حاصلی، حاصل تو دادی

بسوی محفل جانم تو بردی

می نابم در آن محفل تو دادی

عطاهای فزون از قابلیت

بدین ناچیز ناقابل، تو دادی

بهر شام و سحر ذکر خدا را

فرا یاد دل غافل تو دادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق gratitude و شکرگزاری شاعر به معشوق و خداوند است. شاعر می‌گوید که در زندگی‌اش، عشق و وجود معشوق به او رهایی از مشکلات و سختی‌ها را بخشیده و او را از گمراهی نجات داده است. همچنین، شاعر به نعمت‌ها و برکات موجود در زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که تا پیش از این، فقط عمر بی‌حاصلی داشته و تنها حالا با ورود معشوق به زندگی‌اش قادر به تجربه‌کردن لذت‌ها و آگاهی از یاد خداوند شده است. در نهایت، شاعر بر اهمیت یاد خداوند در زندگی‌اش تأکید می‌کند و آن را هدیه‌ای ارزشمند از طرف معشوق می‌داند.