نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر چه پوئی جز ره حق باطل است

هر چه جوئی جز خدا، بی حاصل است

از خودی بگذر که در راه خدا

صعب و بی پایان همین یک منزل است

عرش و کرسی در دل است اما چه سود

کاین دل بیحاصل از خود غافل است

نعل وارون زن که اندر راه عشق

عقل مجنون است و مجنون عاقل است

غرقه در گرداب حیرت را چه سود

کو ز دریا یکقدم تا ساحل است

نقد این بازار، اول عقد قلب

در ره طاعت به پیری کامل است

از دم مردان حق مگسل که راه

گم نگردد تا جرس با محمل است

هر که را ساقی دهد جام شراب

گوشه چشمی ز میر محفل است

عزلت ار چشم و چراغ بینش است

گر نه امر پیر باشد باطل است

هر که میجوید طریق اعتزال

نی توان گفت این عطارا واصل است

ای خلیل حق در این ره گر حجاب

چهر مهر و ماه باشد، آفل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی جستجو در مسیر حق و خداست. شاعر بیان می‌کند که هرچه انسان به جز حق جستجو کند، باطل و بی‌ثمر است. او اشاره می‌کند که برای دستیابی به خدا باید از خودگذشتگی کرد و این مسیر سخت و بی‌پایان است. دل انسان باید آگاه باشد و نباید غفلت کند. همچنین در عشق، عقل گاهی مجنون می‌شود و اگر انسان در حیرت بماند، به جایی نمی‌رسد. در این راه، پیروی از مردان حق و اطاعت از اولیا اهمیت دارد و باید مراقب بود که در مسیر صحیح گام برداریم. نهایتاً، شاعر به حجاب‌ها و موانع در راه حق اشاره می‌کند و بر لزوم توجه به آن‌ها تاکید می‌ورزد.