نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

امروز جمال تو طرح دگر افتاده است

چین و شکن زلفت آشفته تر افتاده است

آشفته و ژولیده سرگشته و شوریده

پیچان و پریشیده بر یکدگر افتاده است

هی چین و شکن بینم از زلف تو از هر سو

کاندر پس یکدیگر زیر و زبر افتاده است

یک نیمه بچین اندر بر فرق و جبین اندر

یک نیمه از آنسوتر بر پشت سرافتاده است

چین و شکن و حلقه، پیچ و گره و عقده

خم در خم و چین در چین، گرد کمر افتاده است

دو حیله ور جادو دو عشوه گر هندو

بر چهره تو بت رو، ببریده سر افتاده است

آن زاهد طاماتی و آن شیخ کراماتی

نزد تو خراباتی از پرده در افتاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت چهره و زلف معشوق است. شاعر به توصیف چین و شکن و تلی که بر زلف معشوق افتاده، می‌پردازد و با زبانی عاطفی و تصویری، احساسات و شگفتی‌های خود را از زیبایی‌های معشوق بیان می‌کند. او اشاره می‌کند که زلف معشوق به طور آشفته و پیچیده‌ای بر روی هم افتاده و این زیبایی بر روح و دل او تاثیرگذار است. شاعر همچنین به تضادهایی چون زاهد و خراباتی اشاره می‌کند که نشان‌دهنده‌ی دنیای معنوی و مادی است و تلاطم‌ها و احساسات درونی را به تصویر می‌کشد.