نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از هیچ دری حاجت درویش روا نیست

وز هیچ رهی درد دل ریش دوا نیست

درویشی و ناچاری و درد من و دل را

درمان و دوا جز کرم و لطف خدا نیست

ما تجربه کردیم دو صد بار دروغ است

هر کس که بگوید نظر شه به گدا نیست

تا نشنوی از مرده‌دلان این سخن سرد

کاندر همه عالم خبر از آب بقا نیست

ما موعظت شیخ شنیدیم و نکو گفت

لیکن ز دل غمزدگان زنگ‌زدا نیست

در مسجد و در مدرسه سالی دو سه بودم

دیدم سخنی جز دم تزویر و ریا نیست

چه صوفی و چه زاهد و چه رند و چه شاهد

راهش به خدا نیست گر از خویش جدا نیست

این نغمهٔ جان‌هاست که از دل به زبان‌هاست

این رجع صدا چیست اگر صوت ندا نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناچاری و درویشی اشاره دارد و تأکید می‌کند که هیچ‌کس به تنهایی نمی‌تواند دردهای درونیش را درمان کند و تنها راه درمان، کرم و لطف خداست. شاعر تجربه‌های تلخی را از دروغ‌ها و تزویرها در زندگی و جامعه‌اش نقل می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که هر کس ادعا کند که خداوند به گدا نظر دارد، دروغ می‌گوید. او بیان می‌کند که در مکاتب و مساجد چیزی جز ریا و تزویر نمی‌بیند و معتقد است که برای رسیدن به خدا باید از خود و تعلقات دنیوی جدا شد. این شعر در نهایت بر اهمیت صداقت و ارتباط واقعی با خدا تأکید دارد و از ظواهر و سخنان بی‌محتوا انتقاد می‌کند.