شمارهٔ ۷۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با دوستان ثشسته چه جای ملامت است
از دشمنان گسسته چه وقت ملالت است
از عقل خیره میکشم امروز انتقام
در پیشگاه عشق که بیت العدالت است
خطی نوشته بر لب میگون بمشک ناب
کانجا برات روزی مردم حوالت است
از من رسول عشق تو باشی بسوی خویش
ورنه در این میانه چه جای رسالت است
با اشک و آه کرده ام از چشم و دل برون
هرچشم و آرزو که ز خوف و خجالت است
هربیع و عقد را که بفتوای عقل بود
اندر حضور مفتی عشقم اقالت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و ارتباطات انسانی است. شاعر به دوستیها و دشمنیها اشاره میکند و میگوید که از دوستان نمیتواند ملامت کند و از دشمنان نیز نظری به خستگی ندارد. او از عشق انتقام میگیرد و به جایگاه عدالت در عشق اشاره میکند. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که برای عشق باید با جدیت پیامبر عشق بود. در نهایت، او با یادآوری احساسات و آرزوهایی که از ترس و شرم ناشی میشود، اهمیت عشق را بر قواعد عقل و فتاوی بررسی میکند.