شمارهٔ ۶۹ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سلیمان را جز این تن اهرمن نیست
که جان را دشمن جانی، چو تن نیست
بود زندان جان، خاکی تن ما
که زندان مور را غیر از لگن نیست
بگیر از خویشتن خود را که در عشق
حجاب خویشتن جز خویشتن نیست
بکن این گور و بردار این کفن را
که این مرده سزای این کفن نیست
نهان در خاک کن ما و منی را
که دزد راه حق جز ما و من نیست
بشو اندیشه ها را از دل خویش
که این دل ها بجز بیت الحزن نیست
سخن افسرده چو جسمیست بیروح
اگر روح خدائی در سخن نیست
دهن بر خاک نه زیرا که جز خاک
رفو از بهر چاک این دهن نیست
توئی را با منی بر خاک ره ریز
که ما را جز تو و من، اهرمن نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم وجود و ماهیت انسان میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که بدن انسان تنها یک ظاهر مادی است و روح و جان او چیزی فراتر از این جسم است. او میگوید که عشق واقعی تنها در کنار ترک تعلقات دنیوی ممکن است و باید خود را از قید و بندهای مادی رها کنیم. در این میان، شاعر به ماهیت مفاهیم "ما" و "من" اشاره میکند و آنها را چون محصوراتی میداند که مانع رسیدن به حقیقت و راه حق هستند. نهایتاً، وی بر این باور است که سخنان بیروح و بیمحتوا، مانند جسمی بدون روح، معنایی نخواهند داشت.