شمارهٔ ۸۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دستار تو ای شیخ که صد حلقه فزون است
اندر خم هر حلقه دو صد دام و فسون است
از ملک سلیمانی و از دانش آصف
دعوی چه کند خواجه بادبو زبون است
از همت مردان مگرش سلسله بندیم
بر پای که این دیدو درون سخت حرون است
هر زاده آدم که شود سخره این دیو
نامردم و دور از خرد و سفله و دون است
بیرون بود از مردمی و مردی و رادی
هر کس که درونش بمثل غیر برون است
ای خواجه در این خانه تو را چار شریکند
غالب شود آنکس که از این چار فزون است
دیو است و ملک نیز سباعند و بهائم
نام و لقب خویش بدان خواجه چون است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعاتی مانند قدرت، علم، و هویت میپردازد. شاعر با اشاره به دستار شیخ و حلقههای آن، به نمادهای فریبندگی و دامهای دنیا اشاره میکند. او به قدرت سلیمان و دانش آصف اشاره میکند و میپرسد چه کسی میتواند ادعای بزرگی کند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که تنها با همت مردان است که میتوان بر مشکلات فائق آمد. شاعر به افراد اشاره میکند که درون آنها، برخلاف ظواهرشان، بیخردی و رذالت نهفته است و هر کس که نتواند با خود واقعیاش زندگی کند، به دور از انسانیت است. در پایان، به این نکته میرسد که در این دنیا، تأثیر و غلبه با کسی است که بر دیگران فزونی دارد، و در نهایت به تشابه انسان با حیوانات و دیوان اشاره میکند.