شمارهٔ ۸۶ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بکیش زاهدان گرمی حرام است
مرا دیر مغان بیت الحرام است
ترا در خانقه باب المراد است
مرا در میکده دارالسلام است
حدیثی شیخ اگر از موهبت راند
پسندیده است اما ناتمام است
نهان راهی است از حق تا دل خلق
بپرس از شیخ شهر آن ره کدام است
اسیر رشته تسبیح و زنار
مشو ایدل که در ره، هر دو دام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تضادهای دینی و معنوی میپردازد. شاعر به زاهدان میگوید که گرمی و آسایش در عبادتهای خشک و سرد آنها نیست، بلکه او در دنیای عشق و میکدهها آرامش را مییابد. او بر این باور است که اگر سخنان عارفانه عجبهای معنوی را از دست بدهند، ناقص و ناتمام خواهند بود. همچنین به اهمیت پرسش از دانشمندان اشاره میکند تا راههای صحیح ایمان و عرفان را دریابند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که در پی عناصری که اسیر قید و بندهای ظاهری هستند، نروند، زیرا در این راهها انسان ممکن است به دام بیفتد.