نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کرد چرخ دورو، دو موی مرا

تا چه آید از این دو، روی مرا

روی و مویم ز چرخ دیگر شد

لیک دیگر نگشت خوی مرا

هر چه سالم فزون تر آمد، نیز

شد فزون آز و آرزوی مرا

عمر باید بجستجوی رود

رفت اینک بگفتگوی مرا

رفت آبم ز جوی و می ناید

آب رفته دگر بجوی مرا

چند پیچید گرد کوی بتان

دل سرمست یاوه پوی مرا

چند گردید گرد علم و هنر

جان دانای نکته گوی مرا

گرد کردم زهر دری دانش

تا فزاید بهای و هوی مرا

لیک بی فضل حق همه دانش

مینیرزد بیک تسوی مرا

ساقی فضل حق دمادم ریخت

باده عیش در سبوی مرا

نشد از لطف حق بخاک دری

ریخته هرگز آبروی مرا

بخت و اقبال و دولت و دانش

گرد آمد ز چار سوی مرا

هر چه کردم بدی، خدای حبیب

داد پاداش بد، نکوی مرا

دارم امید آنکه در دو جهان

می ببخشد هم آرزوی مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأمل شاعر در زندگی و تاثیر چرخ فلک (سرنوشت) بر اوست. شاعر اشاره می‌کند که اگرچه ظاهر و شخصیتش از چرخ دیگر تغییر کرده، اما باطنش تغییری نکرده است. او به تجارب زندگی، آرزوها، و تمایلاتش می‌پردازد و می‌گوید هرچه بیشتر به دنبال خوشی و علم رفته، بیشتر به آرزوها و آمال خود وابسته شده است. شاعر بیان می‌کند که عمرش را در جستجوی معنا و کمال سپری کرده، اما در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تمام علم و دانش بدون فضل خدا ارزش چندانی ندارد. در نهایت، او امیدوار است که خداوند آرزوهایش را در دو جهان برآورده کند و رحمت و لطف خود را نثار او نماید.