شمارهٔ ۱۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روز و شب در حسرت و اندوه تیماری چرا
وز غم و فکر ریاست سخت بیماری چرا
روز و شب در فکر گرد آوردن خیل مرید
همچنین دلخسته و رنجوری و زاری چرا
چون مسلمانی بمعنی عین بی آزاری است
شیخ الاسلاما تو چندین مردم آزاری چرا
بندگی بیزاری از خلق است ای شیخ کبیر
بنده خلقی و از حق سخت بیزاری چرا
از خدا کردی فراموش ای فقیه ذوفنون
روز و شب در فکر درس و بحث و تکراری چرا
شب حریف باده نوش و صبح شیخ خرقه پوش
شیخنا بالله چنین وارونه کرداری چرا
صبحدم در خدمت سالوس و تزویر و ریا
نیمه شب با لعبت کشمیر و فرخاری چرا
روز روشن در صف اهل تقدس پیشوا
شام تاری بر در دکان خماری چرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از شیخ و فقیهای میپردازد که در ظاهر خود را عالم و مذهبی نشان میدهد، اما در باطن دچار ریا و تزویر است. شاعر از حسرت و اندوهی که بر زندگی او سایه افکنده سخن میگوید و به تضاد میان زندگی روزمرهاش و رفتارهای نفاقآلودش اشاره میکند. او از دلسردی و بیماری روحی او در پی جمعآوری مریدان و نگرانی از مسایل دنیوی مینالد. همچنین به بیتوجهی او به خدا و اصل «بندگی» اشاره کرده و از تناقض رفتارهای او در ارتباط با حق و خلق بشری انتقاد میکند. در نهایت، شاعر با توصیفاتی از شبنشینیهای غیراخلاقی و روزمرگیهای مذهبیاش، وضعیت او را به چالش میکشد و از او میپرسد که چرا این چنین عمل میکند.