نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز

با ناز تو گشتیم به عمری همه دمساز

راز تو نهفتم به دل و ناز تو در جان

تا کس نشود واقف از این ناز و از این راز

ز آغاز به پیشانی من عشق تو شد ثبت

انجام کجا محو شود سکه آغاز

در علم بهر دور توئی بر همه اعلم

وز حسن بهرکوی توئی از همه ممتاز

تا لعل لبت گشت به شیراز شکرپاش

شد عقرب جرار همه شکر اهواز

در روز و شبی شمع و مه و مشعل خورشید

کس نیست در این مرتبه با شخص تو انباز

در حسن بسی واحد و فردند در این دور

یک تن چو تو نبود به جهان شاهد و طناز

در حرفه و صنعت همه شبهند ولیکن

بسیار بود فرق ز خراز و ز خباز

«حاجب » نشود منطفی از هر پف و فوتی

آن شمع که روشن ز خدا گشت به شیراز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و ناز معشوق است و بیانگر عشق عمیق شاعر به او می‌باشد. شاعر در ابیات مختلف به مقام و شأن معشوق اشاره می‌کند و او را بی‌نظیر در زیبایی و ویژگی‌های خاص می‌داند. او دلش را پر از رازهای عشق کرده و می‌خواهد این رازها پنهان بمانند. شاعر همچنین به دلایل علاقه‌اش به معشوق و تأثیر او بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و او را فراتر از سایر زیبایی‌ها و هنرمندان می‌داند. در نهایت، شاعر عشقش را به گونه‌ای وصف می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به مقام و زیبایی معشوقش برسد.