شمارهٔ ۱۳ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خورشید نور، باده و ماه است جام ما
ناهید مطرب آمد و کیوان غلام ما
ما ملک جم بهای یکی جام داده ایم
زاهد مبین به چشم حقارت به جام ما
ما، می ز دست پیر خرابات خورده ایم
پیداست شور مستی ما از کلام ما
خواهی اگر، به کوی خرابات ره بری
همت بخواه از در، دارالسلام ما
ما مهر مهر یار، به دل بر نهاده ایم
شد سکه سعادت و دولت بنام ما
ما محرمان خلوت دلدار بوده ایم
واجب شمرده اهل جهان احترام ما
«حاجب » تو مستقیم گذر کن از این صراط
زان رو، که هست مهدی هادی امام ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زبان فارسی به وصف حال و مقام شاعر و همچنین عشق و مستی او اشاره دارد. شاعر در آن از زیباییهای عشق و حالاتی که از نوشیدن می به وجود میآید سخن میگوید. او به رغم نگاه حقارتآمیز زاهدان به مینوشی، خود را با افتخار به بادهنوشی و مستی عشق مرتبط میکند. همچنین از اهمیت و مقامی که عشق و محبت یار برای او دارد، صحبت میکند و به عشقی که زندگی را برایش سعادتمند میسازد، اشاره میکند. در انتها، با اشاره به مهدی و امام خود، بر اهمیت معنویت و هدایت در زندگی تأکید میکند.