شمارهٔ ۱۳۰ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امشب بخواب ناز مگر رفته این خروس؟
تا کی به درد و غم کنم امشب کنار وبوس؟
نوبت زن زمانه بخواب است یا خمار؟
یا نای برشکسته و یا بر دریده کوس؟
تا سندروس بر شبه افشاند چرخ ریخت
بیچاره اشکم از دو رخ همچو سندروس
ای صبح صادقاز افق غیب کن طلوع
تا نگذرد خدنگ تهمتن بر اشکبوس
امروز، بر، دریچه صبح است پیک صلح
در، روم و هندوچین و فرنگ و پروس و روس
صبح است صبح، ساقی شب زنده دار خیز
می ده مخواه عمر گرانمایه برفسوس
کام کسی نداد عروس جهان و ما
برداشتیم مهر بکارت از این عروس
ما ملک جم به یک تن تنها گرفته ایم
بی سعی زال و رستم و گودزر و گیو، و طوس
رو، قدر وقت دان و غنیمت شمار عمر
بگذر ز چرخ سفله و دوران چاپلوس
«حاجب » بر آن سرم که به چوگان راستی
بس گوی عاج گیرم از این چرخ آبنوس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به قدرت و زیبایی خواب و صبح اشاره میکند. او از خروس صبح گفتگو میکند و نگران درد و غمهای شبانه است. با آرزوی سلامتی و آرامش در زندگی، از صبح صادق میخواهد که روشنایی بیاورد تا دردها و غمها پایان یابند. شاعر به زیبایی و بیاعتباری زندگی اشاره میکند و میگوید که در این دنیا هیچ چیز دائمی نیست. او از اهمیت زمان و بهرهبرداری از آن صحبت میکند و نشان میدهد که باید از فرصتها استفاده کرد و زندگی را غنیمت شمرد. در انتها به قدرت و سعی افراد بزرگ مانند رستم و گیو اشاره میکند و میگوید که یک فرد میتواند با تلاش و نیروی خود به موفقیت دست یابد.